بعد از مدت ها.

متن مرتبط با «فتح» در سایت بعد از مدت ها. نوشته شده است

مثل مجسمه فتح نامه مغان

  • نیلوبلاگ

    این روزها زیاد به یاد بعضی از صحنه های داستان "فتح نامه مغان" "گلشیری" میافتم. یاد آن مجسمه ای که آرام آرام پایین کشیده شد، یاد شیشه های شکسته میخانه ها.یاد سقوط و خاک پر از خون و شراب...---بالاخره توی دهه محرم شیشه های دو  میخانه آن هم بسته خرد شد. بعد دیگر دست و بالمان باز شد. اول از میخانه مجیدیه شروع کردیم. مشتریها به یک توپ و تشر ما دررفتند.  بطریها را انگار که آجر باشند دست به دست می کردیم و بر جدول پیاده رو می شکستیم.  علی آقا جیغ میزد که آخر نامسلمانها، چرا می شکنید؟ میگفت...

    ادامه مطلب